آرام بگیر دخترک، دنیا آنقدرها هم وحشتناک نیست... آفتاب و گل و پروانه و رنگین کمان هم دارد، گاهی بوی خاک نم کشیده از باران هم خواهی شنید، و آواز صبحگاهی پرندگان را هم...آرام بگیر دخترک، نترس از سرما و تاریکی و تنهایی، هنوز میتوان به گرمای حضور دوست و روشنایی مهتاب و سوسوی ستاره ها دل بست...گرچه که میدانم اینها همه رنگ میبازد گاهی، آنگاه که قلب کوچک تو رنج "بودن" را تاب نمی آورد، اما این را نیز میدانم که فردا روزی دگر است، روزی که شاید صدای خنده ی کودکانه مان جهانی را بر سر شوق آورد...
برچسب:
نویسنده: یونا سلطانی
تاريخ: شنبه
11 تير
1401 ساعت: 16:09